واقعیت اینه که زنـدگـی سـخـتـه!
📜 نامهی ششم!
زندگی سخته❗️این یه واقعیت غیر قابل انکاره. زندگی چیزای مختلفی رو سر آدم میاره. و این اصلا چیز جدیدی نیست!
ما بزرگانی رو از دوران روم یا یونان باستان میشناسیم که نگرششون بعد از اینهمه قرن هنوزم رو زندگی آدمای مدرن تاثیر خیلی پررنگی داره!
مثلا اپیکتتوس! بردهای که فیلسوف شد و معلم پادشاهان بزرگی بود! ایشون ۳۰ سال از عمرش رو توی بردگی گذروند…
سنِکا دورانِ حکومت نرون (یکی از ظالمترین دیکتاتورهای تاریخ) رو تجربه کرد.
مارکوس اورلیوس علاوه بر بیماریهای جسمی خودش، با طاعون، قحطی و جنگ دست و پنجه نرم میکرد.
آدمها همیشه با چالشها روبرو بودن. همیشه اتفاقاتِ بهت آور و سنگین وجود داشته.
سوال اصلی اینه:
چطور میخوای خودت رو قوی کنی (پوست کلفت بشی) تا بتونی از پس اینا بربیای؟ چطور میخوای از این دوران عبور کنی؟
و چطور میخوای از اینا «معنا» بسازی..؟
این چیزیه که تو نامهی امروز قراره در موردش حرف بزنیم👌
روشهایی که قرنها توسط رواقیهای باستان تست و تایید شدن تا بهت کمک کنن اضطرابت رو کم کنی، خشمت رو کاهش بدی، استرست رو پایین بیاری، تاب آوریت رو ببری بالا و برای روزهای سختتر، قوی تر بشی!
فکر میکنی تو اولین نفری هستی که تو یه سیستم سیاسیِ داغون زندگی میکنی؟
فکر میکنی اولین نفری هستی که تو دورانی زندگی میکنه که انگار بدترین زمان دنیاست؟ دورانی که آدمها با هم رفتار خیلی بدی دارن.. زمانی که عوامفریبها قدرت رو دست گرفتن و مردم رو به اسارت گرفتن..
نه، نیستی!
رواقیای باستان تو زمان نرون زندگی میکردن.
یا سقراط، اون تو عصر طلایی آتن زندگی نمیکرد! سقراط تو دوران حکومتِ «سی مستبد» زندگی میکرد (یه حکومت الیگارشی جنایتکار و مستبد که توسط ۳۰ نفر اداره میشد). ایشون وسط یه درگیری قدرت بزرگ زندگی کرد..
آدمها همیشه تو زمانهای سخت زندگی کردن! اما میدونی خردمنداشون چی فهمیدن؟
اونا فهمیدن که باید روی چیزی تمرکز کنی که تحت کنترل خودته❗️
ما باید یاد بگیری چطور نذاریم این شرایط گند، از ما یه آدم گند بسازه! باید هر جایی که میتونیم، کار درست رو انجام بدیم. باید به خودمون یادآوری کنیم که چه چیزی مهمه.
تو نمیتونی تک تک اخبار رو دنبال کنی. نمیتونی بذاری هر اتفاق ناخوشایندی حواست رو پرت کنه. نمیتونی با هر خبر و تحلیل و پیشبینیای ناامید بشی!
باید سوار موج بشی و ازش رد بشی. باید تمرکز کنی. باید خوب و شریف بمونی. و بعد، هر جایی که میتونی یه تغییر مثبت ایجاد کنی❗️
نمیتونی امیدت رو از دست بدی. باید محکم بایستی.
و تو زمانهایی مثل الان، باید بفهمی که «همیشه» زمانهایی مثل الان وجود داشته و مردم ازش عبور کردن. و تو هم ازش عبور میکنی!
و این حتی میتونه یه فرصت برای تو باشه که خودت رو بسازی، یا حتی قهرمان باشی، اینکه تفاوت ایجاد کنی.
این چیزیه که تو زمانهای وحشتناک و ترسناک باید روش تمرکز کنی!
الان اوضاع خوبه یا وحشتناکه؟
آیا این شروع یه عصر طلاییه یا یه کابوس؟
آیا بازار صعودیه یا نزولیه؟
رواقیا میگن: «اصلا هیچ اهمیتی نداره، چون تو حق انتخابی نداری.»
تنها چیزی که اهمیت داره اینه که تو چطور بهش پاسخ میدی. چیزی که مهمه اینه که تو چی ازش میسازی! اینجاست که تو حق انتخاب داری..!
تو انتخاب نمیکنی کِی به دنیا بیای. کجا به دنیا بیای. کارهایی که بقیه میکنن دست تو نیست. وقایع جهانی دست تو نیستن. اما نحوه واکنشت به اونها دست خود توئه..!
ما انتخاب میکنیم که ازش چی بسازیم. ما انتخاب میکنیم باهاش چیکار کنیم. ما انتخاب میکنیم که در پاسخ به اون شرایط، به چه کسی تبدیل بشیم!
ببین، یه دنیای بدون بی عدالتی اصلا ممکن نیست. اینجایی که هستی همینه. شرایط اینه.
سوال اصلی اینه: تو قراره در موردش چیکار کنی؟تو قراره این وسط چه کسی باشی؟
ما نمیتونیم بقیه رو کنترل کنیم.
کارایی که میکنن، چیزایی که میگن .. اینا دست ما نیست!
اما نحوه پاسخ دادنمون به اون آدمها دست ماست. ما کاری که خودمون میکنیم رو کنترل میکنیم. ما انتخاب میکنیم که در پاسخ به اونا کی باشیم.
وقتی یه اتفاق بدی میوفته، لازم نیست بدترش کنی.
اونا یه کاری باهات کردن. یه هزینهای برات تراشیدن. یه چیزی رو خراب کردن. این افتضاحه. شکی توش نیست.
اما تو لازم نیست بدترش کنی. این چیزیه که رواقیهای باستان خیلی در موردش حرف میزنن. خودِ اون اتفاق یه چیزه. اما اینکه در موردش عصبانی بشی، روی ناعادلانه بودنش تمرکز کنی و غیره، این یه چیز دیگهست!
با پاسخ دادنِ تکانشی، با شبیه شدن به همون آدمی که بهت آسیب زده، تو داری به اون آسیب اضافه میکنی. داری هزینه روی هزینه تلنبار میکنی.
چرا؟ واقعا چرا این کار رو میکنیم؟
تو چیزی که اتفاق افتاده رو کنترل نمیکنی. تو اینکه اون اتفاق افتاده رو کنترل نمیکنی.
اما تو نحوه پاسخت به اون اتفاق رو کنترل میکنی.
تو داستانی که در موردش به خودت میگی رو کنترل میکنی. تو اینکه چقدر نشخوارش کنی رو کنترل میکنی. تو کنترل میکنی که آیا اجازه بدی زندگیت رو نابود کنه یا نه.
🏛️ در مورد این موضوع تو مسترکلاس هنر رواقیگری خیلی کاملتر توضیح دادم. اگه خواستین تو کلاس شرکت کنین، از کد تخفیف loveiran استفاده کنین. ۵۰٪ آف روش اعمال شده که فشار اقتصادی این روزا مانع شرکت کردن نباشه.
ما از چیزی که «ممکنه» اتفاق بیفته میترسیم. و بله، واقعا ممکنه اتفاق بیفته.
اما با فکر کردن بهش، با مرور کردنش تو ذهن، با بارها و بارها دوره کردنش، با زندگی کردن تو اون اتفاق میدونی داریم چیکار میکنیم؟
داریم رنج رو روی هم تلنبار میکنیم. کاری که عملا داریم میکنیم اینه که اون رنج رو «قرض» میگیریم. با خودمون میگیم: «میخوام الان باهاش درگیر بشم. میخوام الان توش غرق بشم. میخوام طولانیتر حسش کنم.»
ما خیلی وقتا گذشتههای تاریخی رو ایدهآل سازی میکنیم. اینکه زندگی تو فلان عصر یا فلان دوران چطور بوده؟
و من میتونم بهت بگم: افتضاح بوده. چون شرایط همیشه افتضاح بوده! تا وقتی که یه شرایط بدتر از اون بیاد و فکر کنیم که اون موقع خوب بوده.
سقراط حدود ۳۰ سال جنگ رو تجربه کرد و بعد آتن توسط ۳۰ مستبد اداره شد و بعدش باهاش چیکار کردن؟ اعدامش کردن. اپیکتتوس ۳۰ سال بردگی کشید. سنِکا تو زمان نرون – یه دیکتاتور دیوانهی تاریخی – زندگی کرد. مارکوس اورلیوس شروعِ زوال و سقوط روم رو دید. به علاوه طاعون، قحطی، سیل، جنگ داخلی. اون هم جهنم رو تجربه کرد!
تاریخ همیشه پر از اینا بوده…
ما کنترل نمیکنیم کِی به دنیا بیایم.
ما وقایع تاریخی که دور و برمون اتفاق میفته رو کنترل نمیکنیم.
چیزی که ما کنترل میکنیم اینه که چطور بهشون پاسخ بدیم!
که چطور توی این دوران زندگی کنیم.
ما کنترل میکنیم که «درونِ» این اتفاقات چه کسی باشیم، اینکه آیا اجازه میدیم ما رو به سمتِ بدتر شدن تغییر بدن یا برعکس.
وحشتناک بودن زمانهمون دست ما نبود…
چیزی که دست ماست اینه که آیا ما یه نقطه روشن تو این تاریکی هستیم یا نه؟ اینکه آیا ما بلند میشیم و با چالشهای لحظهای که توش هستیم روبرو میشیم یا نه.
که اتفاقا، این همون وجه اشتراک تمام بزرگان تاریخیه که ما تحسینشون میکنیم..!
مرسی که این نامهی طولانی رو خوندین!
پاینده باد جهان، در صلح، شادمانی، و رهایی از رنج… 🤍
رضا.
مطالب زیر را حتما مطالعه کنید
2 دیدگاه
به گفتگوی ما بپیوندید و دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید.
امکان ارسال نظر وجود ندارد.
عالی بود
ممنونم دم شما گرم🌹