مهمترین مهارتی که باید امسال یاد بگیریم

امیدوارم که حالتون خوب باشه.

البته خوب بود حال سخت شده. و واقعا روحیه‌ی خیلی قوی‌ لازمه که تو این شرایط حتا «بخوای» که حالتو خوب نگه داری.

شما که اینو می‌خونی، باید به خودت افتخار کنی! این روحیه خیلی ارزشمندتر از چیزیه که تصور می‌کنی!

این نامه، بخش دوم نامه‌ی هفدهمه. و قراره در مورد «مدیریت توجه» حرف بزنیم.

من قبلا درباره زیاد توجه نوشتم، و مدام بهش برمی‌گردم چون فکر می‌کنم این موضوع بحران خاموش عصر ما و احتمالا سرنوشت‌سازترین اونهاست!

اینجارو با دقت بخون:

‌  ‌

توجه تو، شکل زندگی درونی تو رو تعیین می‌کنه. چیزی که به طور مداوم روش تمرکز می‌کنی، در طول زمان تبدیل میشه به «کسی که هستی».

کسی که هستی، زندگی‌ای که تجربه می‌کنی رو رقم می‌زنه!

‌ ‌

توجه مکرر روی یک چیزی، باعث میشه مغز مسیرهای عصبی خاصی رو قوی کنه و بقیه مسیرها رو ولشون کنه تا ضعیف بشن. آدمی که روزی ۳ ساعت وقت می‌ذاره و خشم مصرف می‌کنه، تو چند ماه تبدیل میشه به کسی که ذهنش برای خشم سیم‌کشی شده.

آدمی که روزی ۳ ساعت وقت می‌ذاره و یه مهارت یا هنر رو تمرین می‌کنه، تبدیل میشه به کسی که ذهنش برای عمق و تسلط سیم‌کشی شده.

زمان صرف شده یکیه. اما چیزی که می‌سازه کاملا متفاوته!

 ‌

مشکل اینجاست که مدیریت توجهِ خودت، به یکی از سخت‌ترین کارهایی تبدیل شده که یه آدم می‌تونه انجام بده، چون نیروهایی که دارن علیه‌ت کار می‌کنن بی‌سابقه‌ن!

هر پلتفرم بزرگی، تیم‌هایی از مهندس‌ها و روانشناس‌های رفتاری رو استخدام می‌کنه که شغل تمام‌وقتشون اینه که بفهمن چطور تمرکزت رو تسخیر کنن و تا جای ممکن نگهش دارن.

این یه تئوری توطئه نیست.

این یه مدل کسب‌وکاره.

و این بیزینس مدل کار می‌کنه چون از یه حقیقت روان شناختی انسان سوءاستفاده می‌کنه: ما به سمت چیزهای جدید، تعارض و مقایسه‌های اجتماعی کشیده می‌شیم.

‌ ‌

چیزی که بیشتر آدما دست کم می‌گیرن اینه که این موضوع نه تنها «به چی فکر کردنت» رو، بلکه اساسا «ظرفیتت برای فکر کردن» رو تغییر میده.

توجه فقط یه منبع نیست که خرجش کنی. یه قوه‌ست که با استفاده کردن، قوی یا ضعیفش می‌کنی.

ذهنی که تمرین می‌کنه یک ساعت تمام روی یه مشکل سخت تمرکز مداوم داشته باشه، داره یه چیز اساسا متفاوت می‌سازه نسبت به ذهنی که تو همون یک ساعت، بین هفت تا موضوع مختلف سوئیچ می‌کنه.

هر دو ذهن کل اون مدت داشتن «توجه می‌کردن». اما اولی داشت «عمق» رو آموزش می‌دید، دومی داشت «پراکندگی» رو آموزش می‌دید.

خب؟ حواس‌پرتی سرگرمی نیست! آموزش دادن مغز برای نداشتن تمرکزه!

‌ ‌

و این پراکندگی، رشد مرکب داره. هرچی توجهت بیشتر می‌شکنه، تواناییش برای تمرکز کردن روی هرچیز پیچیده‌ای کمتر میشه.

جاهایی که قبلا می‌خوندی رو حالا فقط سرسری رد می‌کنی. جاهایی که قبلا تأمل می‌کردی حالا فقط سریع واکنش نشون میدی. شروع می‌کنی تو چند ثانیه درباره چیزایی نظر میدی که برای درک واقعی‌شون به ساعت‌ها فکر نیاز دارن.

‌ ‌

مشکل توجه ربطی به بهره‌وری یا بهینه‌سازی برنامه‌ریزیت نداره.

این مشکل به یه چیز بنیادی‌تری مربوطه:

اینکه آیا اصلا اهمیت یک تفکر و نگرش باستانی رو درک می‌کنی یا نه!؟

تفکری که ازت می‌خواد به جای اینکه سریع دستت رو برای یه جواب دم‌دستی دراز کنی، گیجی و ابهام رو بپذیری و تحمل کنی.

تفکری که ازت می‌خواد چندتا ایده‌ی متضاد رو هم‌زمان تو ذهنت نگه داری، بدون اینکه اونا رو به یه روایت ساده تقلیل بدی.

نگرشی که فقط زمانی اتفاق می‌افته که روی یه چیزی انقدر بمونی تا از سطحش رد بشی و به ساختار زیرینش برسی.

مثال واضحش تصاویر سه بعدی! یادتونه؟ انقدر خیره می‌شدیم تا بلاخره اون تصویر پنهان از میون لوزی‌ها و مکعب‌های بی‌معنی بیرون می‌زد!

الان مغز خیلیا دیگه تحمل انقدر خیره شدن به یه مساله رو نداره! حتا اگه اون مساله، مهم‌ترین مساله‌ی زندگیش باشه..!

‌ ‌

اون نوع تفکر داره کمیاب میشه چون آدمای کمتری تمرینش می‌کنن.

و تمرینش نمی‌کنن چون محیطی که توش زندگی می‌کنن اون تفکر رو مجازات می‌کنه.

«عمق» کُنده. «عمق» ناراحت‌کننده‌ست. «عمق» تو شبکه‌های اجتماعی لایک و فالو نمی‌گیره. «عمق»، اون پاداش دوپامین فوری یه نوتیفیکیشن جدید، یه خشم جدید، یا یه تیکه محتوای جدید که دقیقا واسه سلیقه‌ی فعلی تو پیشنهاد شده رو بهت نمیده!

بنابراین، کسی دنبالش نمیره!

‌‌ ‌ 

رواقیون با پدیده‌ی گوشی‌های هوشمند روبه‌رو نبودن، اما اونا هم این چالش بنیادی رو داشتن.

اپیکتتوس آموزش می‌داد که «قوه‌ی انتخاب تو» (Prohairesis)، تنها چیزیه که واقعا به تو تعلق داره. هرچیز دیگه‌ای رو میشه ازت گرفت.

توجهت، تجلی همون قوه‌ست!

‌ ‌

هربار که آگاهانه هدایتش می‌کنی، داری همون تنها آزادی‌ای رو تمرین می‌کنی که هیچ نیروی خارجی نمی‌تونه حذفش کنه.

هربار که اجازه میدی بدون انتخاب تو تسخیر بشه، اون آزادی رو به کسی تسلیم کردی که اون تله رو برات طراحی کرده!

مدیریت توجه مخصوصا به این خاطر تو لیست سال ۲۰۲۶ قرار می‌گیره که ابزارهایی که برای تمرکزت رقابت می‌کنن، دارن خیلی سریع‌تر از توانایی مقاومت بیشتر آدما، هوشمندتر میشن.

محتوای تولیدشده توسط هوش مصنوعی یعنی اینکه حجم مطالبی که برای تسخیر تو مهندسی شدن، قراره مغزتو منفجر کنه.

‌ ‌

ما داریم از محیطی که توش هزاران تولیدکننده محتوای انسانی برای تمرکزت رقابت می‌کردن، میریم به محیطی که میلیون‌ها سیستم هوش مصنوعی، که هرکدوم می‌تونن تو لحظه یاد بگیرن چی تو رو بیشتر تو پلتفرم نگه می‌داره، دارن با سرعتی محتوا تولید می‌کنن که تو صدتا زندگی هم نمی‌تونی مصرفشون کنی!!

حجم خالص این محتواها قراره کاری کنه که بحران توجه الانمون که همه فکر می‌کنن ADHD شدن پیشش ساده و پیش‌پاافتاده به نظر برسه.

‌ ‌

اگه تا الان هدایت تمرکز خودت رو تمرین نکردی، سال‌های پیش رو این کار رو به‌طور قابل‌توجهی برات سخت‌تر می‌کنن، نه آسون‌تر! اینترنت وصل خواهد شد. ما به پلتفرم‌هامون برخواهیم گشت. و دغدغه‌ی بسیار بزرگی که بعد از چند روز خوشحالی صاف تو چشامون زل می‌زنه، اینه!

پس شما که از این موضوع آگاه شدین، جدی بگیرینش و تمرینش کنین. من منابع خیلی خوبی قبلا برای تمرین توجه و تمرکز ساختم که هنوزم عالی جواب میدن. ازشون استفاده کنین.

 ‌

خب. برای امشب همین کافیه.

لطفا بخاطر سختی و شاید تلخی موضوع ذهنتون رو ازش منحرف نکنین. این از پول (که تو نامه‌ی بعدی خواهم گفت) خیلی مهم‌تره. چون «تمام» جنبه‌های زندگی‌تون رو به شدت تحت تاثیر میذاره.

مرسی که خوندین!

از هوای پاک اردیبهشت زیبا لذت ببرین و نفس بکشین! :)

ارادتمند،

رضا.

اشتراک گذاری:

2 دیدگاه

به گفتگوی ما بپیوندید و دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید.

امکان ارسال نظر وجود ندارد.

لطفا ایمیلتون رو وارد کنید
دانلود فایل