20. شرم سیستمِ شکسته نباید روی دوش تو باشه!
چطورین خوبین؟ بخاطر آسیبی که دستم خورده نمیتونم خیلی تایپ کنم. بنابراین این نامه کوتاهتر خواهد بود (امیدوارم!)
یکی از بدبختیای زندگی اینه که آدم تو یک سیستم معیوب زندگی کنه،
اما هر شب با این فکر بخوابه که «شاید مشکل اصلی خودمم»!
شاید سالهای سال درس خوندی، مدرسه دبیرستان دانشگاه .. جوونیتو گذاشتی تو راه تحصیل علم و دانش.
رفتی کار کردی. پول درآوردی. ولی تهش به هیچی نرسیدی!
بعد میای میبینی کسایی هستن که همسن توان ولی شرایط زندگیشون خیلی باهات تفاوت داره!
چه در مورد پول، چه در مورد روابط – اینکه یکی خونوادش چقد حمایتگره، یا شریک زندگیش چقدر درکش میکنه و خوبه، یا … – در مورد مهاجرت، و هزارتا چیز دیگه…
بعد میبینی این عطش برای زندگی خوب نمیذاره راحت باشی آخه.. میری اینستا پیجای آموزشی و رشد فردی ببینی باید چیکار کنی که ورق برگرده؟
میبینی که میگن باید فلان جور برنامه ریزی کنی. فلان جور مدیریت زمان کنی. سرمایتو اینجوری کنی. آدمای سمی رو فلان کنی. و …
اینکارارو میکنی. اما تهش بازم به جایی نمیرسی. فکر میکنی مشکل تویی! چون .. خب.. راستش همه همینو میگن دیگه!
همیشه بحث اینه که بیشتر تلاش کن کم نیار و فلان..
خیلیا این فکرارو با خودشون حمل میکنن.
آدم یه مدت بعد کمکم طوری حرف میزنه که انگار تمام فروپاشیها فقط نتیجه کمکاری خودش بوده.
ظاهرش مسئولیت پذیریه.
ولی نه.
بیا منطقی ببینیم دیگه!
وقتی فرصتها ناپایدارن
وقتی قواعد مدام عوض میشن
و نه امنیت روانی/مالی/جانی داری
طبیعی نیست که آدم بیشتر از حالت معمول زمین بخوره یا گیج بشه یا از همسن و سالهاش عقب بیوفته؟؟
تو کار میکنی پول درمیاری که بتونی خونه ماشین گوشی یا هرچی بخری برا خودت.
وقتی پول هر روز بی ارزش میشه، وقتی همه چی هر روز گرون میشه، تقصیر تو چیه؟
باید طلا بخری؟ اوکی، ولی مگه بازار ثبات داره؟ مگه طلا همیشه صعودیه؟ یا کریپتو! همین الان بیت کوین چقدر ریخته؟ یادتونه جو میدادن که میره رو ۲۰۰ هزار و فلان؟ الان تو کانال ۶۰ هست!
اصلا چرا باید این چیزا رو یاد بگیری؟! 😄
میدونی میخوام چی بگم؟
مساله همیشه تو نیستی!
تو بری بهترین بذر رو توی سیمان بکاری جوونه نمیزنه!
هوم؟
در نهایت این حرفا قرار نیست تو رو از مسئولیت معاف کنن.
عادلانه باشه یا نه تهش مسئولیت زندگیت با خودته!
این حرفا برا اینه که یک ظلم پنهان رو از روی شونه هات برداره.
ما باید فرق بین «تقصیر» و «وظیفه» رو بفهمیم.
خیلی چیزا تقصیر تو نیست.
اما پاسخ تو – واکنش تو – این تماما انتخاب و وظیفهی توئه!
و این یعنی نه باید خودتو زیر بار شرم و غم له کنی، و نه باید بیحرکت بمونی!
این تعادل مهمه.
چون بعضیا از شدت خودسرزنشی خودشونو به فنا میدن.
بعضیا هم از شدت واگذاری همهچیز به بیرون، زندگیشونو به فنا میدن..
راه سالمتر راه میانهست:
واقعیت را ببین، سهم خودت را هم ببین، اما بارِ تمام خرابی دنیا را روی گردنت نگذار!
ما لازمه خودمون رو دقیق ارزیابی کنیم، نه بیرحمانه!
این دوتا یکی نیستن.
و برای آدمی که میخواد دوباره بلند شه، این تفاوت حیاتیه!
الان خیلی چیزا تقصیر من و شما نیست و از دستمون خارجه.
اما اینکه چه واکنشی داشته باشیم، این دست ما هست. راحت نیست. ولی مسئولیت ماست!
دلم میخواست بیشتر در موردش بگم ولی دستم دیگه نمیذاره بنویسم.
امیدوارم که تونسته باشم منظورمو برسونم!
دمت گرم که تا آخر خوندی!
آخر هفته خوبی داشته باشی 🤍
ارادتمند،
رضا.
دیدگاهتان را بنویسید
برای نوشتن دیدگاه باید وارد بشوید.