ما میترسـیم بـــاور کنیــم!
امیدوارم حالتون خوب باشه و روحیهتون بالا باشه!
روزای عجیبی رو داریم تجربه میکنیم.
خاطراتی توی زندگیمون که بعدها وقتی یادمون میان احساسات متفاوتی رو تجربه خواهیم کرد…
صبح داشتم کتاب «شجاعت فرا میخواند» رایان هالیدی رو بعد از ۳-۴ سال دوباره ورق میزدم. چیزایی که از این چند صفحه برداشت کردم رو میخوام باهاتون به اشتراک بذارم!
ما از باور کردن میترسیم!
اگر باور نداشته باشیم که تغییر ممکن است، هیچ تلاشی هم برای آن نخواهیم کرد.
رایان هالیدی (با الهام از فلسفه رواقی و رهبران تاریخی) میگه:
«افراد شجاع کسانی نیستند که کورکورانه خوشبین باشند، بلکه کسانی هستند که با وجود تمام شواهد منفی، جرات میکنند به یک نتیجه متفاوت باور داشته باشند.»
این باور، سوخت لازم برای حرکت و تغییر رو فراهم میکنه.
ذهن ما برای بقا طراحی شده، نه برای موفقیت.
وقتی به یک ایده، یک بیزینس یا یک آیندهی بهتر «باور» نداری، در واقع داری از یه مکانیزم دفاعی استفاده میکنی.چرا؟
چون اگه باور نکنی، تلاش نمیکنی.
اگر تلاش نکنی، شکست نمیخوری.
و اگر شکست نخوری، درد نمیکشی!
امن ترین کار اینه که به هیچ چیز باور نداشته باشی… اما این ذهنیت بزدلهاست.
اهمیت دادن و امیدوار بودن کارهای خطرناکی هستن.
وقتی شما به چیزی یا کسی باور دارین، خودتون رو در معرض تمسخر یا شکست قرار میدین.
بدبینها همیشه تو حاشیه میشینن و شکست خوردهها رو مسخره میکنن، اما خودشون هرگز وارد میدان نمیشن!
رایان هالیدی (با ارجاع به ژنرال جیمز متیس) میگه: «بدبینی بزدلی است» (Cynicism is cowardice).
شجاعت واقعی اینه که با وجود احتمال شکست، همچنان مشتاق و امیدوار بمونی!
ما اغلب رویاهامون رو قبل از اینکه حتی شانسی برای تحقق پیدا کنن، میکُشیم. چرا؟
چون از اینکه کودن به نظر برسیم میترسیم!
اگر باور داشته باشید که شکست میخورید، قطعا شکست خواهید خورد، زیرا با تمام توان تلاش نخواهید کرد.
چه باور کنی میشه، و چه باور کنی نمیشه، هیچ کدوم اینا واقعیت ندارن!
واقعیت چیزیه که تو میسازی!
ارادتمند،
رضا