چطور باورهایمان را تغییر دهیم

چطور باورهایمان را تغییر دهیم

چطور باورهایمان را تغییر دهیم

 

احتمالا تا الان مقاله‌های زیادی خوندین: « چطور باورهایمان را تغییر دهیم » یا « تغییر باورها در سریعترین زمان » و …  بذارین با یه نگرش منطقی‌تر به این موضوع نگاه کنیم.

موضوعی که اکثرتون میدونین اینه که باور هایی که شما در مورد خودتون دارین، میتونه به رفتارتون جهت بده. شاید بتونین خودتونو قانع کنین که چند روزی برین باشگاه یا تغذیه سالم داشته باشین، اما اگه شخصیت درونی خودتون رو ارتقاء ندین، چسبیدن به عادتهای بلند مدت براتون خیلی سخت خواهد بود!

تقریبا همه به نتایج بیرونی و نهایی تمرکز میکنن. مثلا: « من میخوام ۲۰ کیلو وزن کم کنم » یا «میخوام پرفروش ترین کتاب سال رو بنویسم».

اما اینها تغییراتین که در سطح بیرونی اتفاق میوفته.

ریشه تغییر رفتار و عوض کردن سبک زندگی، شخصیت شماست. هر کاری که شما انجام میدین، پشتش یه باور بنیادی هست. بنابراین اگه شما شخصیتتون (فردی که فکر میکنین هستین) رو تغییر بدین، اونوقت به راحتی کارهایی که انجام میدین رو هم عوض میکنین.

خب، حالا این سوال مهم برامون پیش میاد: دقیقا شخصیت ما چطور شکل گرفته؟

و چطور میتونیم جنبه های جدیدی تو شخصیت ایجاد کنیم که به دردمون بخورن و ما رو محدود نکنن؟

 

چطور باورهایمان را تغییر دهیم

شخصیت شما بازتابی از عادت‌ها و باور های شما هستن. وقتی شما به دنیا اومدین این باورهای الانتون رو نداشتین.

هر باوری – از جمله اونایی که در مورد خودتون دارین – توسط عوامل مختلفی (جامعه، خونواده، مدرسه، … ) در ذهن شما آموخته و تجربه شدن.

دقیق‌تر بگم، رفتارهای روزانه‌ی شما (همون عادتهایی که دارین) چیزایین که توسط اونا شخصیتتون رو به دنیا نشون میدین. وقتی هر روز رخت خوابتون رو مرتب میکنین، شما دارین شخصیت منظم بودنتون رو تجربه میکنین و به دنیا نشونش میدین.

وقتی دارین هر روز مینویسین، دارین شخصیت یه فرد خلاق رو تجربه میکنین. وقتی هر روز ورزش میکنین، شخصیت یه ورزشکار رو تجربه میکنین.

هرچقدر یک رفتار رو بیشتر تکرار کنین، شخصیت مربوط به اون رفتار رو بیشتر تقویت میکنین.

به معنای واقعی کلمه، شخصیت شما کارها و افکاریه که مدام تکرارشون میکنین.

شخصیت الانتون هرچیزی که هست، شما باورش دارین. چرا؟ چون براش مدرک دارین: کارهایی که میکنین!

اگه هر جمعه میرین نماز جمعه، شما برای خودتون مدرک دارین که آدم مذهبی‌ای هستین.

اگه هر شب یه ساعت کتاب میخونین، شما برا خودتون مدرک دارین که آدم اهل مطالعه‌ای هستین.

اینم یه نگاهی بندازین:  برای رسیدن به خوشبختی چه باید کرد – تو هر سنی که هستید، با این راهکارها دوباره شروع کنید

اگه زیر برف و بارون میرین باشگاه، برا خودتون مدرک دارین که به تناسب اندام و ورزش متعهدین.

هرچی مدرک بیشتری برای یه باور داشته باشین، اون باور رو قوی تر باورش میکنین!

چطور باورهایمان را تغییر دهیم

شخصیت شما کدومه

پس ژنتیک چی؟

البته که باورها و رفتارهای شما تنها عامل موثر روی شخصیت شما نیستن (نمیتونیم تاثیر محیط و ژنتیک رو نادیده بگیریم) اما با توجه به تکرار و شدت نفوذ اونها، معمولا مهمترین جنبه های شخصیت شما همین باورها و عادتهای شما هستن.

هر تجربه‌ای که تو زندگی دارین، تصور شما از خودتون رو تغییر میده. اما اینطور نیست که اگه دو سه بار توپ شوت کرده باشین خودتون رو یه فوتبالیست بدونین.
یا اگه یکی دو بار یه نقاشی کشیدین خودتون رو هنرمند بدونین.

با این حال، هرچی بیشتر این رفتارها رو تکرار کنین، تصورتون از خودتون شروع میکنه به تغییر کردن.

اگه یه چیزی رو یکی دو بار تجربه کنین، تاثیرش خیلی زود ناپدید میشه.
اما اگه همون کارها در طول زمان تکرار بشه، کم کم شخصیتتون رو تغییر میده.

راه تغییر همینه!

پروسه‌ی ساخت باورها و عادتهای جدید در واقع پروسه‌ی تبدیل شدن به خود جدیدتون هست.

اگه سوالی که تو ذهنتونه اینه که چطور باورهامون رو تغییر بدیم ، باید بدونین که این یه فرایند تکامل تدریجی هست. فرایند تغییر اینطور نیست که یه وردهای جادویی بگیم و یکم تجسم کنیم و یهو تبدیل بشیم به یه آدم دیگه با شرایط کاملا متفاوت!

ما ذره ذره تغییر میکنیم، روز به روز، فکر به فکر، رفتار به رفتار. ما مدام در حال تغییریم، اما ذره ذره!

هر کاری که میکنین حکم یه رای رو داره برای انتخاب شدن کسی که میخواین بشین.
اگه یه کتاب رو تموم کنین، احتمالا کسی هستین که خوندن رو دوس داره. اگه باشگاه میرین، احتمالا کسی هستین که ورزش کردن رو دوس داره. اگه گیتار میزنین، احتمالا کسی هستین که موسیقی رو دوس داره.

هر کاری که میکنین، مثل یه توصیه‌س: «شاید من یه همچین آدمیم!»

 

چگونه باورهایمان را عوض کنیم

اینو یک بار برای همیشه تو ذهنتون نگه دارین: هیچ چیزی یهویی باورهاتونو تغییر نمیده.

فرآیند تغییر باور ها به این صورته که کارهایی که میکنین و تکرارشون میکنین و تکرارشون میکنین و در طول زمان باز هم تکرارشون میکنین، شخصیت جدید شما رو شکل میدن و باورهای مرتبط رو تو ذهنتون عوض میکنن.

موضوع اینه که فرآیند تغییر باورها با هر روشی هم انجام بشه باز هم شما نیاز به مدرک دارین تا عملا اونو ببینین و باورتون رو محکم کنین.

اینم یه نگاهی بندازین:  مهمترین باورهای موفقیت : ۷ باور کارآفرینان موفق از دیدگاه علم

برا همینه که بعضیا خودشونو تو تکرار جملات تاکیدی و تجسم‌های روزانه‌ی مربوط به پولدار شدن غرق میکنن، و کائنات هیچ پاسخی به خواسته‌هاشون نمیده!
چون وقتی چشاشونو باز میکنن و میان به زندگی واقعی و میخوان یه جفت کفش بخرن، میبینن که نگران خرج کردن پولشونن و به اندازه‌ای که باید داشته باشن ندارن!
و به نظرتون تو چنین شرایطی کدوم باور مستحکم‌تر می‌شه؟!

 

در جواب سوال چطور باورهایمان را تغییر دهیم ، با گذاشتن همه‌ی مطالب بالا کنار هم میتونین ببینین که افکار پشت رفتارهای شما راه تغییر باور ها و شخصیتتون هستن.

یکی از کاربردی‌ترین راه های تغییر خودتون، تغییر طرز فکر و رفتارتونه.

  • هر بار که یه صفحه مینویسین، شما نویسنده‌این.
  • هر بار که ویالون میزنین، شما موزیسینین.
  • هر بار که ورزش میکنین، شما یه ورزشکارین.
  • هر بار که کارمنداتون رو تشویق میکنین، شما یه رهبرین.

تو همه‌ی این مثالها و مثالهایی که تو ذهنتون هست، با تکرار هر کدوم از این رفتارها شما اون شخصیت رو قوی تر و قوی تر میکنین و در نهایت به مرور زمان تبدیل میشین به همون فرد!

هر کدوم از اینا نه تنها شخصیت جدیدتون رو تقویت میکنه، بلکه یه چیز مهمتری رو هم بهتون یاد میده: اینکه به خودتون اعتماد کنین!

کم کم باور میکنین که میتونین یه کارایی بکنین! وقتی که طرز رفتار و افکارتون رو عوض کردین، نگرشی که به خودتون داشتین هم کم کم عوض میشه. و جادو اینجا اتفاق میوفته…!

بدیهیه که برعکسشم دقیقا به همین شکل میتونه رخ بده. یعنی هر بار که یه رفتار بدی رو تکرار میکنین، دارین اون شخصیت رو تقویت میکنین!

جمع بندی

ساخت شخصیت‌های جدید نیاز به مدرک تو دنیای واقعی داره.
قضیه ساده‌س: اگه شما مدام همون کارهارو انجام میدین، در آینده هم همون نتایجی که تا الان می‌گرفتین رو خواهید گرفت.

اگه هیچی رو عوض نکنین، هیچ چیزی تو دنیای واقعی و رسیدن به اهدافتون هم عوض نخواهد شد!

 

اگه این مقاله براتون مفید بود، لطفا به دوستاتونم بفرستین تا همگی تو انتشار آگاهی سهیم باشیم.
و اگه نظری پیشنهادی انتقادی یا چیزی برای کامل‌تر کردن این مقاله تو ذهنتون هست، همین پایین تو بخش نظرات بنویسین تا در موردش حرف بزنیم 🙂

8 پاسخ
  1. Vaji
    Vaji گفته:

    ممنون از مقاله ی مفیدتون…ذاتن هیچ فردی به طور ژنتیکی نقاش یا نوازنده زاده نمیشه،و از نظر ژنتیکی هم همه ی ژنها تو بدن همه ی افراد هست،اینطوری که هم ژن نقاش بودن هم ژن نوازنده بودن بصورت خاموش توی بدن من هست و در محیط و به صورت اکتسابی فعال میشن،فعال شدنش به همین باور و عادت ها بستگی داره و دقیقا همون طور که گفتین به صورت تغییر ذره ذره ی رفتار بصورت تکامل تدریجی این شخصیت نقاش یا نوازنده در من شکل میگیره( این ژن نیز تو بدن روشن یا به عبارتی فعال میشه)،ینی میخام بگم حتی ژنتیک هم این اصل رو تایید میکنه،و اگه فردی بخاد بگه بطور ژنتیکی داوینچی نقاش بوده یا چون استعداد ذاتی داشته به اینجا رسیده، نه اینطور نیست و قطعا با ذره ذره تغییر در رفتارهاش، باورهاش و عادت هاش به این شخصیت نقاش رسیده!

    پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *