چرا ذهنیت مهم است

چرا ذهنیت مهم است

چرا ذهنیت مهم است

اصلا چرا ذهنیت ما مهمه؟ مگه ذهن چیکار میتونه بکنه؟

مگر جز اینه که کار روی ذهن نهایتا میشه تلقین و خودفریبی؟ اینکه فرد تو یه دنیای ساختگی ذهنی زندگی بکنه و چشاشو به روی حقایق ببنده و تو خیالاتش خوش باشه؟

موضوع خیلی واضحه! چی میشه که ما دست به یه کاری میزنیم؟!

با توجه به داده های علمی ۹۵% زندگی ما ناخودآگاهانه صورت میگیره. یعنی چی؟

کنترل زندگی توسط ناخودآگاه

یعنی شما هر روز یه سری کارای تکراری انجام میدین. هر بار وقتی یکی بهتون توهین میکنه عصبی میشین، هر شب گوشیتونو چک میکنین، هر شب یه جور میخوابین، صبا با یه روال خاص بیدار میشین، مثلا اول بیدار میشین زنگ گوشیو خاموش میکنین بعد اینستارو چک میکنین بعد پامیشین میرین دستشویی و دست و روتونو میشورین و …

کنترلی که روشون نداریم؟ نمیشینیم که فکر کنیم الان صبح شد باید چیکار کنم؟ کاملا برنامه ریزی شده یه سری کارارو انجام میدیم! کاملا برنامه ریزی شده تو یه شرایط خاص «واکنش» نشون میدیم.

مثلا یکی فحش میده بی اختیار ناراحت میشیم، یا فحش بک میدیم😄

خب، اینا مثالای ملموسین که هممون میتونیم ببینیمشون، کمی فکر کنین ببینین تو زندگیتون دیگه چه چیزایی هستن که اتوماتیک انجام میشن؟

خب، داشتم میگفتم، چی میشه که ما دست به یه کاری میزنیم؟!

یا اتوماتیک انجامش میدیم (که دست خودمون نیست)، و یا تصمیم میگیریم!

چطور تصمیم میگیریم؟

بر اساس داده هایی که تو «ذهنمون» داریم! بذارین یه مثال بزنم…

فرض کنیم شما باور کردین که تو شرایط بحران و رکود اقتصادی که همه تو فشارن، نمیشه بیزنس راه انداخت. مخصوصا اگه یه رقیب قدری مثل دیجیکالا داشته باشین.

خب، آیا با این باور میتونین یه فروشگاه اینترنتی راه بندازین و موفق شین؟! نه!

اما اگه باورتون این باشه که بهترین وقت شروع یه بیزنس تو بحرانه، و هر رقیبی یه نقاط ضعفی داره. حالا چی؟ با این طرز فکر دست به چه کاری میزنین؟!

آره! چه رفتارهای اتوماتیک ما، چه تصمیم گیری های آگاهانمون، هر دو تحت کنترل ذهن هستن.

پس چرا ذهنیت مهم است ؟

برا این خاطر که یه فکر منجر به یه انتخاب میشه، و انتخاب منجر به تصمیم گیری میشه، و تصمیم ما روی طرز رفتارمون اثر میذاره، و طرز رفتارمون مارو به یه نتیجه ای میرسونه، و این نتیجه تولید احساس میکنه، و احساس دوباره همون طرز فکر رو تحکیم میکنه و …

و این داستان قدیمی زندگیه همه‌ی ماست…!

برای اینه که ذهن میتونه یه خدمتکار خوب، یا یه ارباب مستبد باشه.

به همین دلیل کلید تغییر، تو ذهنه!

 

حرف آخر

اگه این پست براتون مفید بود، با دوستای خوبتون به اشتراک بذارین!

منبع

اگه مایل به یادگیری چیزای بیشتر در این مورد هستین و دوس دارین از زمان ثبت نام کلاس ها و دوره ها مطلع بشین فرم پایین رو پر کنین:

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *