چطور به هدفم ایمان داشته باشم ؟

چطور به هدفم ایمان داشته باشم

چطور به هدفم ایمان داشته باشم

یه نکته‌ای که دونستنش مهمه اینه که تو بحث ایمان داشتن به هدف به جای ذهن استدلالی، بیشتر روی شهود تکیه میکنیم.

تو مثالی که اسکاول شین از کندن گودالها زد، تصور کنین تو شرایط آب و هوایی خشک و داغ که چند ماه بارون نیومده و هزاران نفر از افراد دارن از تشنگی هلاک میشن و توانایی کار کردن هم ندارن، الیاس نبی بهشون گفت گودال بکنین تا بارون بباره! چقدر با عقل جور در میاد؟!

نکته اینه که هر وقت ما بخوایم یه گودالی بکنیم، ذهن استدلالی ما شروع میکنه: «از کجا معلوم که بشه؟ اگه قرار بود بشه تا الان شده بود، اگه نشد چی؟ و …»

تو انجام این تمرینها لطفا به صدای این بخش از ذهن خیلی توجه نکنین!

یه مثال از خودم

چند سال پیش به شکل خیلی عجیبی زانوم دچار آسیب دیدگی شدیدی شد و همه‌ی دکترا گفتن باید جراحی بشه و راه دیگه‌ای نیست. و من به هیچ وجه نمیخواستم جراحی بشم.

تو اینجور شرایط که علم و دکتر و همه میگن که چاره‌ای جز جراحی نیست، ایمان داشتن به درمان بدون جراحی خیلی سخت تره. بنابراین مدت زیادی بخاطر شک و دودلی که داشتم همونجوری سپری کردم. تا اینکه دیدم دیگه نمیتونم اینجوری ادامه بدم.

بخاطر ماه هایی که اونطوری سپری کرده بودم، تصمیم گرفتم بدون جراحی درمان بشم و بجز اینکه چطور به هدفم ایمان داشته باشم دیگه به هیچ چیز دیگه فکر نکردم. نه حرف بقیه مهم بود و نه ذهن استدلالی خودم که میگفت لج نکن برو عمل دو روز میخوابی بعد پامیشی.

وقتی برای سفر جدید برنامه میریختیم یکی از گزینه ها یه دره‌ی خیلی بکر بود، اما مسیرش خیلی سخت بود و با اون پام نمیتونستم برم. و دوستامم بخاطر من میخواستن منصرف بشن.

اما برای نشون دادن ایمان فعالم، گفتم میتونم بیام. و رفتیم و تو کل مسیر طوری راه میرفتم که انگار پام مشکلی نداره. (به فشارها و دردها هیچ توجهی نمیکردم انگار که کاملا طبیعین)

چند روز بعد، یکی از دوستای خوبم چندتا تکنیک یوگا یادم داد که با انجام دادن اونا پام تا حد زیادی بهتر شد، و اون تکنیکا هدایتم کردن به سمت روشهای دیگه‌ای که تمرین کردنشون پام رو کاملا خوب کرد. الان چند ساله که پام قدرتمند و سالمه و هرجایی رو زمین که بخوام میتونم برم.

فعال کردن ایمان

اون سفر، ایمان خاموشم رو به ایمان فعال تبدیل کرده بود.

هیچ چیز ما رو به اندازه باورهای خودمون محدود نمیکنه! برا همینه که هر کسی بدترین دشمن خودشه (و بهترین دوستش!)

تمرین: آرزوتون رو رو کاغذ بنویسین و جلوش بنویسین اگه بهش برسین، چه کارهایی میکنین. بعد تصور کنین که به آرزوتون رسیدین. پس اون کارها رو انجام بدین!

ببینین چه کارایی برای فعال کردن ایمانتون میتونین بکنین؟

 

اگه این پست براتون مفید بود، با دوستای خوبتون به اشتراک بذارین!

منبع

اگه مایل به یادگیری چیزای بیشتر در این مورد هستین و دوس دارین از زمان ثبت نام کلاس ها و دوره ها مطلع بشین فرم پایین رو پر کنین:

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *